تبليغاتX
راه لطف
یادداشتهای یک دانشجوی آرمان خواه

هنرشان فقط نعل وارونه زدن است!

 

در لغت‌نامه دهخدا ذیل واژه نعل وارونه آمده است: رسم است دزد در موقعی که بخواهد کسی نفهمد از کدام جا رفته است نعل وارونه به اسب خود می‌زد تا نشان پاهای اسب بعکس راهی که رفته است، افتد. از سال 1384 که به خواست و اراده مردم دولت عدالت محور و انقلابی نهم سرکار آمد، تا امروز که کمی بیش از یکسال از عمر دولت دهم می‌گذرد جریانات و افراد سیاسی فراز و نشیب‌های بسیاری را پیموده‌اند که شرح آن چندین جلد کتاب خواهد شد و تاریخ در موردش به قضاوت خواهد نشست. لکن برخی مواضع که با هیچ ادله و منطقی اصلاح شدنی نمی‌نماید گویی همان نعل وارونه عمومی بر مواضع سیاسی است که برخی زده‌اند؛ برخی مسیرشان صلاح و سلامت را به دنبال ندارد و درعین حال نمی‌خواهند با گذشت بیش از 5 سال از تجلی اراده مردم آنرا بپذیرند و لذا همچنان راه غلط را می‌پیمایند و مسیر اشتباهی نشان می‌دهند. امروز دولت جمهوری اسلامی و به تعبیر بهتر نظام در آستانه یک تحول عظیم و سرنوشت‌ساز است. طرح بزرگ تحول اقتصادی که هدفمندکردن یارانه‌ها یکی از مهمترین فصول آن است با شجاعت انحصاری دولت و به رغم همه کارشکنی‌ها در آستانه اقدام و انجام است. پس از کشمکش‌های فراوان بالاخره دولت و مجلس به نقطه مشترکی در این خصوص رسیده‌اند و رهبری انقلاب هم به ضرورت و اهمیت این طرح صحه گذاشتند، پس چرا هنوز برخی جریانات و افراد که خود را دلسوز مردم و نظام می‌دانند به هر بهانه‌ای برطبل مخالفت می‌کوبند؟! چرا برخی در سخن دم از مردم و عدالت و... می‌زنند ولی مسیر را اشتباهی علامت می‌گذارند و نمی‌خواهند افکار عمومی بفهمد به کجا می‌روند؟! دولت همه توان و ظرفیت عملیاتی، پشتیبانی و اطلاع‌‌رسانی خود را بکار بسته که این جراحی ضروری نظام اقتصادی به درستی صورت گیرد ولی عده‌ای داعیه دلسوزی بر این بیمار دارند و در عین حال مخالفت با این جراحی!! اگر رئیس جمهور در اجلاس ائمه جمعه از این سفیران بی‌بدیل پیام انقلاب که دامنه و گستردگی به اندازه همه ایران اسلامی دارند بخواهد که افکار عمومی را مدیریت کنند و در مقابل فتنه سودجویان و منافق صفت‌ها تدبیرکنند؛ مگر سخن بیراهی است که هجمه می‌کنند؟! اگر بالاترین مقام اجرایی کشور در دیدار با نمایندگان مجلس از ایشان بخواهد که در حوزه‌های انتخابیه در کنار مردم به گذر از این مقطع اولیه طرح هدفمند کردن یارانه‌ها کمک کنند باید از وی تشکر و تقدیر نمود یا سخن او را به استهزاء گرفت و زیر سؤال برد؟! یک روز دولت را متهم می‌کنند که در قضایای مانند مالیات بر ارزش افزوده اطلاع‌رسانی نمی‌کند و همانها روز دیگر به دولت خرده می‌‌گیرند که چرا از نمایندگان ملت می‌خواهد که در حوزه‌های انتخابیه اطلاع‌رسانی کنند. برخی به کیسه‌اندوزی بی‌حصر و حد  از بیت‌المال و دست‌اندازی بی‌حساب و کتاب بر یارانه‌های دولتی عادت کرده‌اند و اکنون که ندای تحقق عدالت اجتماعی بلند است و راه دزدی را در آستانه مسدودشدن می‌بینند به دورغ راه دیگری می‌نمایانند که ما دلسوز مردم هستیم و این طرح چه بلایی خواهد بود و...؟! برخی عزیزان مجلس که همیشه دولت را به قانون‌شکنی و تخلف از قانون متهم می‌کنند چرا اکنون که بحث هدفمندکردن یارانه‌ها را خود با انواع فشارها و... قانون مصوب مجلس کرده‌اند و هرچه خواستند برسر دولت آوردند و بهرحال همه پذیرفتیم که این قانون اجرا شود چرا باز هم نق می‌زنند و بر طبل ناامیدی می‌کوبند؟! آنچه مسلم و بدیهی است آن است که مردم مثل همیشه مهم‌ترین یاور دولت اسلامی هستند و همه جانبه آماده اجرایی شدن چنین طرحهایی هستند و دولت هم بحمدا... تدابیر فوق‌العاده‌ای اندیشیده است ولی آنچه به زغال خواهد ماند جز روسیاهی نییست! نوسانها و برخی شوک های اقتصادی و مسائل دیگر به فضل الهی برطرف خواهد شد ولی آیا نباید همه مسئولین، همه جناحها، همه افراد و همه سلیقه‌ها برادرانه به کمک دولت بشتابند که هیچ دلسوزی از این بالاتر برای مردم و نظام نیست. برخی خود سالهای سال در نطق‌ها و متن‌ها به سیاست بیمار اقتصادی کشور خرده می‌گرفتند ولی امروز بر شیپور مخالف می‌دمند و چه توقعی از افکار عمومی دارند اگر بگویند: اینان که امروز با طرح تحول اقتصادی مخالفند مثل همان سران فتنه سیاسی بعد از انتخاباتند که فقط قانون و اوضاع را زمانی مفید می‌دانند که خود راس کار باشند و خود مجری باشند و خود صاحب قدرت باشند! بارها نوشته‌ایم و گفته‌ایم که عده‌ای به غلط بر این باورند اگر تلاش کنند ملت از این دولت روی‌گردان شوند به ایشان روی خوش نشان می‌دهند و این بسیار توهمی غلط است ولی گویی نمی‌خواهند بفهمند.

براستی تا چه زمانی می‌توان مردم را با مسیری که نعل وارونه در آن نقش بسته فریفت! آیا انتخابات 22 خرداد سال گذشته جدی‌ترین و دندان‌شکن‌ترین پاسخ به مدعیان دروغین مردم‌داری و ... نبوده است؟! دوستان خوب است بدانند که مسیری که با نعل وارونه به تصویر می‌کشند دیری نمی‌پاید که پوچی آن برملا می‌شود؟ و حال جای این سوال است؟ چرا نباید با این دولت برای رسیدن به خواست مردم همراهی کرد؟ آیا اگر سندی دیگر بر صدها سند افتخار این دولت اضافه شود اشکالی دارد آنهم به‌دلیل وجود پاره‌ای ایرادات فرعی دولت؟ آیا الا و لابد آنچه این دولت انجام می‌دهد ولو به بهترین شکل ممکن باید مورد خدشه قرار گیرد؟ آیا اصل مخالفت با دولت است به هر شکل ممکن؟ دلسوزی برای مردم و اسلام و انقلاب در این مقطع جزء همراهی و پشتیبانی دولت نیست و تاریخ نقاب از چهره‌ها خواهد انداخت.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 12:40  توسط مجتبی ابراهیمی   | 

با فرمايشات رهبري در علم و صنعت

بخش اول: احمدي ن‍ژاد، پايبند نفي و اثبات نظام

حضور مقام معظم رهبري در دانشگاه علم و صنعت از جهات مختلفي حائز اهميت است. زمان اين ديدار، دانشگاه انتخاب شده و مهم‌تر از همه، بيانات معظم‌له، فوق‌العاده مدبرانه و نيازمند تأمل، تحليل و بررسي است. فرمايشات معظم‌له در خصوص تشكلهاي دانشجويي، منشوري راهبردي براي مجموعه‌هاي سياسي- اجتماعي دانشگاه‌هاست. همچنين بحث ايشان پيرامون مسائل سياسي و انقلاب اسلامي نيز مي‌تواند نسخه‌اي راهگشا براي همه دلسوزان و دغدغه‌مندان انقلاب باشد. تاريخ انقلاب هاي متعدد و متنوع دنيا چه از نوع چپ و يا راست نشان داده است، بعد از گذشت مدتي، انقلابيون به علت عدم توانايي در انطباق خود با آرمانها و شعارهاي انقلاب، ناگزير يا به تحريف شعارها پرداخته‌اند و يا با تغيير رويكرد خويش، انقلاب را به انحراف كشيده‌اند. در انقلاب ما نيز مي‌رفت، اين اتفاق رخ دهد، لیكن امام راحل عظيم‌الشأن نگذاشت و پس از ايشان نيز رهبري امام گونه مقام معظم رهبري مانع اين انحراف شد. لذا اگر قرار است، انقلاب ما مسير صحيح و آرماني خويش را ادامه دهد، ناگزير به مؤانست با شعارها و آرمان هاي اوليه انقلابيم.

رهبر انقلاب نيز در دانشگاه علم و صنعت بر اين مهم تأكيد فرمودند: «مسأله بازخواني انقلاب به نظر من مسأله مهمي است» ايشان در ادامه طومار بسياري از ادعاهاي واهي در خصوص شكل‌گيري انقلاب و سرنگوني رژيم پهلوي را در هم پيچيدند و فرمودند: «جوانهاي عزيز! اين را بدانيد و مطمئن باشيد، جز جريان اسلامي و ديني‌اي كه پيش آمد، هيچ جريان ديگري، هيچ حزبي، هيچ مجموعه مبارزي، امكان نداشت بتواند نظام استبدادي وابسته به قدرت امریکا را در اين كشور سرنگون كند.» اين در حالي است كه عده‌اي از حدود 10 سال قبل شروع كردند به تحريف اصل انقلاب و آن را حركتي احساسي و موجي فراگير در كشور خواندند و در سال هاي اخير در كمال وقاحت، اسلاميت و اسلام‌خواهي را از حركت مردم حذف كردند و در صدد كم رنگ نمودن انگيزه‌هاي اسلامي و اعتقادات مذهبي مردم بودند تا مدل حكومت‌داري غربي را در اين كشور حاكم كنند، عملكرد 16 ساله دولت سازندگي و اصلاحات نمونه آشكار اين واقعيت است لیكن با رهبري عالمانه مقام معظم رهبري، زمينه روی كار آمدن دولتي مكتبي و انقلابي فراهم شد كه بزرگترين افتخارش، برافراشته كردن شعارها و آرمانهاي انقلاب 57 است.

ایشان در بخش ديگري از فرمايشاتشان، به علت دشمني امریکا و شبكه صهيونيستي با جمهوري اسلامي اشاره كردند و آن را داشتن نفي و اثباتي همراه جمهوري اسلامي برشمردند، وقتي به مصاديق اين نفي و اثبات توجه مي‌شود، اين واقعيت رخ مي‌نمايد كه دولت دكتر محمود احمدي‌نژاد با تمام وجود پايبند اين نفي و اثبات است. نفي سلطه‌پذيري، ‌نفي تحقير ملت به وسيله قدرت هاي سياسي دنيا، نفي سكولاريسم اخلاقي و... مواردي است كه نمونه‌هاي متعدد وادادگي دولت اصلاحات در اين موارد را به خاطر داريم. در پرونده‌ي هسته‌اي ما در دوران اصلاحات تحقير ملت ما به جايي رسيد كه وزير خارجه انگلستان پاي خود را روي ميز مي‌انداخت و دولتمردان ما جرأت اعتراض هم نداشتند. دست اندركاران عرصه سياست خارجي دولت سابق به حدي از قدرتهاي دنيا واهمه داشتند كه با مشاهده خميازه‌هاي وزير خارجه امریکا حاضر بودند، غني‌سازي اورانيوم را تعليق كنند؛ به راستي تعليق بيش از 2 سال، دليلش غير از اين بود؟!

مقام معظم رهبري چندي پيش در ديدار هيئت دولت به صراحت فرمودند در بخش‌هايي از بدنه مياني دولت سابق، سكولاريسم رواج داشت، آيا چنين دولتي مي‌توانست در مقابل زورگويان عالم، سكولاريسم اخلاقي را نفي كند؟!

رهبري سپس موارد اثباتي جمهوري اسلامي را چنين برمي‌شمارند: «اثبات هويت ملي، اثبات ارزش هاي اسلامي، دفاع از مظلومان جهان، فتح قله‌هاي دانش و...» آيا تاريخ جمهوري اسلامي در 19 سال اخير، غير از رهبر فرزانه انقلاب، مسئول عالي رتبه حكومتي را سراغ دارد كه موارد اثباتي جمهوري اسلامي در وجودش به اندازه دكتر احمدي‌نژاد تا اين اندازه متبلور و جوشان است؟ آيا تحقير رئيس جمهور سابق ايران توسط ژاك شيراك، اثبات هويت ملي و اسلامي بود و يا عزت و محبوبيت احمدي‌نژاد در مقايسه با سران كشورهاي دنيا؟! آيا افتضاح دولت اصلاحات در ماجراي جنگ افغانستان، دفاع از مظلومان جهان است و يا دلگرمي تمامي نهضت‌هاي آزادي‌خواه و استقلال طلب دنيا اعم از مسلمان و غير مسلمان به رهبري و رياست جمهوري فعلي جمهوري اسلامي؟!

رهبر انقلاب بلافاصله مي‌فرمايند: «اگر نفوذ امریکا را قبول كنيم، دشمني‌ها كم خواهد شد، اگر راضي شويم كه ملت ما به وسيله بيگانگان به طرق مختلف تحقير شود، دفاع از هويت ملي يا دفاع از ارزشهاي اسلامي را كنار بگذاريم، مطمئناً دشمني‌ها به همين نسبت كم خواهد شد.» امروز بر همه آحاد ملت روشن شده است، قطعنامه‌هاي شوراي امنيت هيچ تأثير منفي و بازدارنده‌اي بر عزم راسخ ملت ايران ندارد ولي به راستي چگونه است كه پرونده هسته‌اي ايران در دولت سابق به شوراي امنيت ارجاع نشد؟ چرا جنگ احزاب داخلي و خارجي كه رهبري فرمودند، عليه اين دولت به راه افتاده است در حوزه خارجي آن در دولت سابق كمتر بود؟ آيا دليل آن نمي‌تواند پذيرش نفوذ امریکا بر دولت سابق ما باشد؟! البته در اين بحث بايستي به نكته‌اي اساسي اشاره شود، امریکا و متحدانش هيچ گاه فشارها را كامل قطع نكردند. حتي در دولت سابق هم كه برخي احزاب، جريان ها، دولتمردان، نمايندگان مجلس ششم و... كاملاً مطيع سياست هاي امریکا بودند چنين نشد، علت آن است كه ملت ايران پشت سر رهبري نظام كه هدايت و راهبري كامل ملت و اتخاذ سياست هاي كلي نظام را در اختيار دارد، به فضل خداوند حتي سر سوزني از آرمان هاي ناب انقلاب و انيدشه امام حاضر به عقب‌نشيني نيستند و لذا امریکايي‌ها همواره در كنار وادادگي برخي مسئولان نظام، عزم راسخ و تعيين كننده رهبري و ملت را نيز مشاهده كردند. آيا طبق اين فرمايش رهبري و همچنين نظرات حضرت امام، اينكه محمود احمدي‌نژاد منفورترين فرد در نظر سران امریکا و حلقه اصلي شبكه صهيونيسم جهاني است، يك افتخار غرورآفرين نيست؟! مگر شهيد بهشتي نفرمود «به امریکا بگوييد از ما عصباني باش و از اين عصبانيت بمير»؟ به راستي احمدي‌نژاد بيشتر موجبات عصبانيت صهيونيسم به عنوان نماد شيطان را فراهم آورده يا امثال خاتمي؟ مگر امام راحل با اين مضمون نمي‌فرمود ميزان عصبانيت امریکا از ما، بسته به ميزان نزديكي ما به ارزش هاي اسلامي و انقلابي است؟

بخش دوم: حفظ دستاوردهاي انقلاب، با چه كساني؟

رهبر معظم انقلاب در ادامه رهنمودهايشان در دانشگاه علم و صنعت مي‌فرمايند: «اين توانايي ماندن، اين اقتدار، اين ظرفيت بقا، بايستي حفظ شود. اين جور نيست كه ما هر جور عمل كنيم، ولو بي‌تفاوت، ولو با عدم توجه به وظائف حساس و مهم، باز هم همين ظرفيت مهم باقي بماند، نه بايستي نظام جمهوري اسلامي را به معناي حقيقي كلمه‌اش حفظ كرد...» اين جلمه رهبري ريشه در عمق تئوريك و رسوخ انديشه‌هاي اسلامي و انقلابي در وجود ايشان دارد؛ چنين جملات و ديدگاهي را فقط در تئوري‌پردازان ناب و انگشت‌شمار انقلاب مي‌توان مشاهده كرد. شهيد بزرگوار آيت‌الله مطهري ايدئولوگ عظيم‌الشأن انقلاب، 2، 3 ماه قبل از شهادت مي‌فرمايد اگر اين انقلاب اسلامي نتواند در تحقق عدالت واقعي موفق شود، ماندني نيست. امروز با گذشت 30 سال از پيروزي انقلاب، عده‌اي چنين تصور مي‌كنند كه حضور اينان در عرصه‌هاي مديريتي نظام موجب بقاء انقلاب شده است؛ عده‌اي تصدي پست‌ها و مسئوليت‌ها در انقلاب را حق خويش بر انقلاب مي‌دانند، حال آنكه مردم تحت رهبري عالمانه ولي امر مسلمين در انتخابات هاي اخير، خصوصاً در سوم تير 84 نشان داده‌اند، رمز اين ماندگاري مد نظر آقا، حركت مردم در مسير عدالتخواهي است، به تعبير استاد رحيم‌پور «ملت به مدعيان دروغين دفاع از حقوق مردم اردنگي زدند» و راه بقاء و تداوم انقلاب را در رأس كار بودن تفكري ديدند كه احمدي‌نژاد فقط به عنوان جزیي از اين موج عظيم، منادي آن بود. فكر مي‌كنند، عظمتي كه رهبري امروز بر حفظ و تداوم آن تأكيد مي‌كند، مرهون حضور ايشان است، حال آنكه مردم نشان دادند، راه را خودشان انتخاب مي‌كنند و اينها از هر ابزار و وسيله‌اي كه استفاده كردند تا خود را به امام و انقلاب و راه شهدا بچسبانند، مردم پشت پرده فريب اينان را به درستي فهميدند.

رهبري گرانقدر انقلاب، در ادامه بيانات تاريخي خود در دانشگاه علم و صنعت مهر تأييد ديگري بر جهت‌گيري دولت نهم و رئيس جمهور مكتبي زدند كه به اعتقاد بسياري از تحليل‌گران، حجت را بر همگان تمام مي‌كند؛ ايشان با اشاره به ساخت حقوقي و ساخت حقيقي و يا هويت حقيقي نظام و اهميت ويژه اين هويت حقيقي نسبت به ساخت حقوقي مي‌فرمايند: «آن ساخت حقيقي و واقعي و دروني مهم است، او در حكم روح اين جسم است. آن ساخت دروني چيست؟ همان آرمان هاي جمهوري اسلامي است: عدالت، كرامت انسان، حفظ ارزش ها، سعي براي ايجاد برابري و برادري، اخلاق، ايستادگي در مقابل نفوذ دشمن؛... اگر ما از اخلاق اسلامي دور شديم، اگر عدالت را فراموش كرديم، شعار عدالت را به انزوا انداختيم، اگر مردمي بودن مسئولان كشور را دست كم گرفتيم، اگر مسئولين به مسئوليت به عنوان يك مركز ثروت و قدرت نگاه كنند، اگر مسئله خدمت و فداكاري براي مردم، از ذهنيت و عمل مسئولين كشور حذف شود، اگر مردمي بودن، ساده‌زيستي، خود را در سطح توده مردم قرار دادن، از ذهنيت مسئولين كنار برود و حذف شود، پاك شود، اگر ايستادگي در مقابل تجاوز‌طلبي‌هاي دشمن فراموش شود...، ساخت ظاهري جمهوري اسلامي خيلي كمكي نمي‌كند، خيلي اثري نمي‌بخشد و پسوند "اسلامي" بعد از مجلس شورا، دولت جمهوري اسلامي، به تنهايي كاري صورت نمي‌دهد.»

هر چند بيانات رهبري كليت دارد و نسخه‌اي براي هميشه انقلاب است ولي در اين برهه، حتي مخالف‌ترين افراد با دولت و رئيس جمهور نيز وادار به اعتراف شده‌اند و صفاتي در مورد دكتر احمدي‌نژاد به كار برده‌اند كه عين فرمايشات رهبري است. سيد محمدخاتمي چندي پيش ناگزير معترف شد كه احمدي‌نژاد در ساده‌زيستي و ارتباط با توده مردم بسيار موفق بوده است؛ رهبري در شرايطي هشدار مي‌دهند كه اين ويژگي‌ها بايد حفظ و تقويت شود كه رئيس جمهور اسلامي ايران، مصداق عيني فرمايشات ايشان است. ضرورت هاي فوق‌الذكر را با ويژگي هاي شخصي رئيس جمهور كه رهبري در ابتداي همان ديدار بدان اشاره مي‌كنند، مقايسه كنيد: «امروز هم بحمدالله رئيس جمهوري انقلابي، متعهد، كارآمد، شجاع و فعال، از افتخارات بزرگ اين دانشگاه است.» به نظر مي‌رسد اين مقايسه بدون هيچ تحليل و تفسيري، حجت را براي ادامه راه پر فراز و نشيب انقلاب در سال هاي آينده بر هر عقل آزادانديش و سليمي تمام مي‌كند.

بخش سوم: منحرف كنندگان شاخص هاي هويت اسلامي

هرگاه انقلابي مردم محور به انحراف كشيده شد، ابتدا اين انحراف در هدف‌ها، در آرمان‌ها و در جهت‌گيري به وجود آمده است، ولي ظاهر را تا آخرين لحظه حفظ كرده‌اند، مقام معظم رهبري نيز بر اين مهم تأكيد فرمودند: «اين چيزي كه ما در اين سال هاي طولاني به خصوص بعد از جنگ و بعد از رحلت امام، درگيرش بوديم، جزء درگيري‌هاي اساسي در اين 2 دهه گذشته يكي همين بوده، تلاش هاي زيادي شده است، براي اينكه جمهوري اسلامي را از روح و فضاي خودش خارج كنند... ما يك دوره‌اي را هم مشاهده كرديم كه در مطبوعات ما رسماً، علناً، جدايي و تفكيك دين از سياسيت را اعلان كردند! اصلاً مسئله يكي بودن دين و سياست را كه اساس جمهوري اسلامي و اساس حركت عمومي مردم بود، زير سؤال بردند. از اين بالاتر؟! در دوراني در مطبوعات ما ديده شد كه صريحاً، علناً، از رژيم ظالم، جبار و سفاك پهلوي دفاع شد!»

پارادايم "ليبرال دموكراسي" كه با ظهور دولت سازندگي بر سر نظام سايه انداخته بود، در دولت سازندگي در جنبه فرهنگي، اقتصادي و سياست داخلي مرزهاي عقيدتي و مذهبي ما را در نورديد و هيچ مقاومتي كه از سوي مسئولان و سران دولت سازندگي نشد، هيچ، بلكه ايشان مروجين اين تفكر بودند، اين پارادايم در دولت اصلاحات، با وادادگي سياسي در عرصه داخلي و خارجي تكميل مي‌شود و حال سؤالي مطرح است: آيا دولتمردان سازندگي و اصلاحات در مقابل اين تبليغ جدايي دين از سياست اقدامي كردند؟ قطعاً و تحقيقاً پاسخ منفي است چراكه خود ايشان هم معتقد به اين تفكر بودند زيرا اگر دغدغه اين مدل حكومت‌داري اسلامي را داشتند، لااقل مانع انتشار اين مطبوعات كه بعضاً با بودجه بيت‌المال ارتزاق مي‌كردند، مي‌شدند. آيا برخي از كساني كه امروز فرياد "وااسلاما" و "وا اماما"ي ايشان بلند است، همانهايي نيستند كه مورد خطاب رهبري در ترويج ايده جدايي دين از سياست قرار گرفته‌اند و يا لااقل در مقابل اين فضايي كه رهبري از آن ياد كردند، سكوت مرگبار اختيار كرده بودند؟! ادامه فرمايش رهبري فوق‌العاده راهگشاست كه مي‌فرمايند: «براي اينكه چنين حالتي پيش نيايد -منظور دفاع از حكومت پهلوي و ترويج جدايي دين از سياست-، بايد مرزهاي فكري، اعتقادي و سياسي برجسته شود، شاخص هاي هويت اسلامي بايد معلوم باشد: شاخص عدالت‌طلبي، شاخص ساده‌زيستي مسئولان، شاخص كار و تلاش مخلصانه، شاخص طلب و پويايي علمي بي‌وقفه، شاخص ايستادگي قاطع در مقابل طمع‌ورزي و سلطه بيگانگان "مثل همين حق هسته‌اي"»

بر اين اساس، شاخص‌ها ي فوق الذكر در كدام يك از دولت ها و رؤساي جمهور پس از جنگ، بارزتر و جلوه‌گرتر است؟ عده‌اي امروز نداي عبور از احمدي‌نژاد را سر مي‌دهند، اگر منظور عبور از شخص احمدي‌نژاد نزديكي به اين شاخص‌هاست و فردي را مي‌شناسند كه در برجسته كردن اين شاخص‌ها، موفق‌تر از احمدي‌نژاد است، اعلام كنند، ما هم او را انتخاب كنيم. ولي اگر منظور به قدرت رسيدن كساني است كه 16 سال مخالف ايده حضرت امام مبني بر جنگ فقر و غنا بودند -كه همين منظور هم هست-، اگر اين جنگ احزاب براي دست‌اندازي دوباره طايفه‌ها، احزاب و مافياهاي متعدد بر بيت‌المال است -كه هست-، بايد به ايشان عرض كنيم، ملت مجاهد و انقلابي ايران از اشرافي‌گري و گرايش به اشرافي‌گري بيزار بوده است كه احمدي‌نژاد و گفتمان ناب عدالتخواهي انقلابي را سر كار آورده است. عبور از شخص احمدي‌نژاد، فقط در يك صورت ممكن است و آن اينكه، ملت شخصي را شجاع‌تر، انقلابي‌تر، متعهدتر، كارآمدتر و مؤمن‌تر در خدمت به مردم بيابند كه به نظر مي‌رسد در شرايط فعلي كشور و از ميان چهره‌هاي مدعي اين مسئوليت، كسي يافت نمي‌شود چراكه ملت ايران براي پر رنگ كردن شاخص‌هاي مد نظر رهبري، اين گفتمان را انتخاب كرده است.

و اما نكته‌اي قابل تأمل: اگر فضاي حاكم بر جامعه، همان گفتمان غربي دولت اصلاحات بود، آيا امروز رهبري با اين صراحت، به بيان چنين مطالبي مي‌پرداختند؟! آيا فدائيان راه ولايت مانند احمدي‌نژاد نبودند كه بخشي از بار سنگين نبرد در صف مقدم مبارزه انقلاب در اين سال ها را از دوش رهبري برداشته‌اند و خود را آماج حملات دشمنان نظام نموده‌اند تا به جايگاه و شخص ولي فقيه آسيب نرسد كه امروز رهبري با دلگرمي به اين چنين مسئولاني نقشه راه انقلاب را ترسيم مي‌نمايد؟

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 15:45  توسط مجتبی ابراهیمی   | 

            احمدي‌نژاد: سازش يا تدبير؟

 


مروري بر روند انتخابات رياست جمهوري گذشته و موفقيت آقاي دكتر احمدي‌نژاد در ميان انبوهي از هياهوهاي تبليغاتي و صف‌بندي‌هاي سياسي‌ نشان مي‌دهد بسياري از ويژگيهاي شخصيتي كه در وجود وي منحصر به فرد بود باعث شد تا در يك رقابت نفس‌گير و البته نابرابر به لحاظ معادلات سياسي و حزبي باز هم، مردم نشان دهند كه نقش ايشان تعيين كننده‌ترين عنصر در فرآيندهاي سياسي و انتخاباتي ايران است. در حاليكه همه كانديداها سعي مي‌كردند به هر طريق ممكن كه بعضاً بدور از اخلاق هم مي‌شد خود را به احزاب، جريانها و گروههاي سياسي بيشتري نزديك كنند، محمود احمدي‌نژاد به صراحت عليه احزاب سياسي موضع مي‌گرفت و چراغ سبزي به هيچ جريان سياسي نشان نمي‌داد و سيستم مديريت حزبي و اولويت‌هاي سياسي براي بكار گيري مديران رايكي از دلايل نابساماني اوضاع جامعه مي‌دانست و همواره تأكيد مي‌كرد كه چند صد نفر سالهاست حلقه مديريت نظام را شكل داده‌اند و اين حلقه بدون منفذ  فقط در درون خود جابجايي دارد.

ستادهاي مردمي گسترده و پرشور كه به معناي واقعي كلمه مردمي اداره مي‌شدند نشان داد مردم حاضر شده‌اند به جاي احزاب، لابي‌هاي استاني و كشوري، روزنامه‌ها و رسانه‌هاي رنگارنگ نقش پيام‌رساني اين گفتمان را به عهده بگيرند.

از سويي ديگر از ويژگيهاي بارز رئيس جمهور دورانديشي و تيزبيني مثال زدني ايشان است بسياري مواقع در طول بيش از 3 سال گذشته اقدامات دكتر احمدي‌نژاد تعجب و يا حتي دلخوري بسياري از هواداران، نزديكان و حاميان تفكر ايشان را در سطوح مختلف موجب شده است، لكن بعد از سپري شدن مدتي با مشاهده آثار اين اقدامات تحسين همگان نثار وي شده است. شايد بهترين، بارزترين و موثرترين اين مدعا را در سياست خارجي دولت نهم و شخص رئيس جمهور بتوان لمس كرد. احمدي‌نژاد در بسياري از حوزه‌هايي كه پيش از اين برروي دولتمردان ايراني بسته بود ورود كرده است، حوزه‌هايي كه همواره گردانندگان عرصه سياست خارجي بيم ورود به اين حوزه‌ها را داشتند و واهمه فشارهاي رسانه‌اي و تبليغاتي دنيا ايشان را منصرف مي‌نموده است بويژه آنكه هوچي‌گري بوقهاي تبليغاتي دنيا عليه دكتر احمدي‌نژاد قابل قياس با ديگران نيست.

حضور موثر در اجلاس‌هاي ساليانه سازمان ملل، حضور در بسياري از مراسمات، گردهمايي‌ها و نشست‌هاي بين‌المللي، حضور در دانشگاه كلمبيا، تمايل براي حضور در محل سابق برجهاي تجاري امريكا و ... با اين تفاوت كه گفتماني متفاوت از 16 سال قبل را اشاعه مي‌داد و همگان را به ياد منطق متقن امام راحل عظيم‌الشأن و رهبري عالم و هوشمند نظام مي‌انداخت از اين جمله است. مطرح كردن مباحثي مانند هولوكاست، جايگاه رژيم جعلي صهيونيست، مخاطب قرار دادن دستگاههاي استكبار و سخن با ملت‌هاي دنيا و ... مواردي بود كه در مقطع مطرح شدن تعجب دوستان را موجب شد و متاسفانه بعضاً استهزا و تخريب برخي فريب‌خوردگان داخلي را نيز بدنبال داشت، امروز بعد از 3 سال از آغاز اين روند محبوبيت نظام مقدس جمهوري اسلامي، تأثيرگذاري ايران بر دولت‌ها و بويژه ملت‌هاي دنيا و جايگاه ايران در منطقه و جهان همگان را در خصوص تأييد درايت، آينده‌نگري و تيزبيني رئيس جمهوري به اعتراف واداشت؛ اما روند تحولات چند ماهه اخير در كابينه دولت و رفت و آمدهاي متعدد كه صورت گرفته از چند منظر قابل تأمل است و جاي تعجب دارد؛ ورود برخي افراد به دولت بهت بسياري از حاميان و نزديكان تفكر رئيس جمهور را موجب شده است.

به نظر مي‌رسد اگر سال 1384 از هر كدام خواص حاميان رئيس جمهوري و حتي شايد شخص رئيس جمهور سوال مي‌شد آقاي كردان، رحيمي، جهرمي، دانشجو، و ... چه جايگاهي در كابينه شما دارند، يا مورد تمسخر قرار مي‌گرفتي و يا عليه اين سخن موضع گرفته مي‌شد و همه پاسخ مي‌دادند احمدي‌نژاد آمده است كه اين لابي و سياسي بازي‌ها را برچيند؟ احمدي‌نژاد در مقابل تفكري كه سياسي كاري را بر تخصص، تعهد ترجيح مي‌دهد ايستاده است و ... ولي چگونه مي‌شود در بيش از يك سال به پايان كار دولت در 4 ساله اول چرخشي اينگونه راشاهديم؟!

كدام انسان آگاه سياسي است كه تفكر و گفتمان احمدي‌نژاد را با گفتمان و تفكري كه برخي افرادش ذكر شده همراه ببيند.

پرداخت هزينه بسيار گزاف براي خروج پور محمدي از كابينه همگان را به انتظار معرفي فردي آرمانخواه، عدالت طلب و برخواسته از گفتمان ناب دولت نشانده بود، مطرح شدن نام علي كردان براي وزارت كشور بهت و حيرت همگان حتي اكثر خواص حامي رئيس جمهور را نيز موجب شد.

به نظر مي‌آيد براه افتادن موجي از فشارها به منظور بركناري كردان از وزارت كشور بعد از مشخص شدن قضيه مدرك وي كه از سوي جريانات بدون منفعت و صادق اعم از دانشجويان، قليلي از نمايندگان و ... كه براه افتاد، پاسخي باشد بر بهت و حيرت ناشي از معرفي وي.

براستي اگر اين مخالفت‌ها بخاطر مدرك كردان است چگونه است كه در اكثر مواضع داشجويي و خواص حاميان احمدي‌نژاد سخن ازعدم صلاحيت و عدم تطابق كردان با گفتمان احمدي نژاد مطرح است؟!

برخي معتقدند دكتر احمدي‌نژاد هنوز از آرمانها و شعارهايش كوتاه نيامده است و با پذيرش حضور اين افراد در كابينه در نظر داشته سهم خواهي گروههاي سياسي كار را در آخرين سال از عمر 4 ساله اول دولت پاسخ دهد. نگاهي به فرآيند تعيين مصداق انتخابات رياست جمهوري كه درون احزاب سياسي اصولگرا براه افتاده است نيز اين مدعا را تقويت مي‌كند چرا كه گروههاي سياسي اصولگرا خود واقفند كه اصلي‌ترين و بهترين گزينه ايشان براي انتخابات دهم رياست جمهوري دكتر احمدي‌نژاد است.

شايد تيزبيني و دور انديشي كه ذكر آن گذشت در خصوص اين تغييرات نيز مصداق داشته و نتايج و فوايد حضور اين افراد در كابينه به سود گفتمان ناب و انقلابي احمدي‌نژاد در آينده بروز و ظهور يابد.

برخي ديگر بر اين باورند كه مهم‌ترين اولويت دولت نهم و شخص رئيس جمهور يعني برنامه‌هاي اقتصادي موجب شده احمدي‌نژاد به منظور تحقق برنامه‌هاي اقتصادي‌اش و در رأس آن طرح تحول اقتصادي حاضر به يك سازش سياسي با جريانات ذي نفوذ اصولگرا شده باشد و با كسب رأي اعتماد وزير اقتصاد مد نظرش، وزارت كشور را به گروههاي ديگر اصولگرا عطا كرده است.

عده‌اي هم معتقدند دكتر احمدي‌نژاد برخلاف تصورات قبل از انتخابات در مقابل موج همه جانبه فشارهاي داخلي اصولگرايان عقب‌نشيني كرده و به جهت حفظ مصالح كلي‌تر نظام و بر پايه همان نگاه آرمانخواهانه حاضر شد با اصولگرايان سازش كند و بخشي از توقعات بعضاً زياده خواهانه ايشان را بپذيرد.

با فرض صحت هر يك از مدعاهاي فوق‌الذكر و يا ادله غير از اين آنچه مبرهن و واضح مي‌نمايد اين است كه اين ورود و خروجهاي كابينه بعضاً با هيچ منطقي گفتمان دولت نهم انطباق ندارد.

مطلوبست به جاي آنكه منتظر بمانيم گذر زمان پرده از پشت پرده‌هاي تحولات اخير بردارد نزديكان مومن و متعهد رئيس جمهور به تشريح اين اقدامات بپردازند. به نظر مي‌رسد سوالات و ابهاماتي اين چنين امروز در اذهان بسياري از گردانندگان صادق و بي مدعاي ستادهاي مردمي موج مي‌زند. به نظر مي‌رسد دانشجويان و مجموعه‌هاي تأثير گذار دانشجويي بعنوان يكي ازموثرترين حاميان اين گفتمان بايستي در جريان جزئيات مسائل قرار گيرند و پاسخي قانع‌كننده و آرمانخواهانه نه از سر سرپوش نهادن و توجيه نمودن دريافت كنند.

اگر قرار است ادامه دهنده و اشاعه دهنده ناب‌ترين گفتمان انقلاب يعني عدالت اجتماعي احزاب، جزيانات و گروههاي سياسي باشند كه هيچ!! مجالي براي مطالبه نيست! در غير اينصورت بايد جرياناتي كه بار عدالتخواهي را بدون منت در اين سالها بدوش كشيدند در روند اين جريان تاثیرگذارتر باشند.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 14:3  توسط مجتبی ابراهیمی   | 

با سلام

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 14:10  توسط مجتبی ابراهیمی   | 

این چند روز با اینکه اول کار راه لطفه و باید بیشتر بهش رسیدگی بشه ولی اول کار راه لطف مصادف شده با آخر کار من در اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان لذا از هر عزیزی که مراجعه می کنه و نواقصی می بینه و یا مطلب جدیدی نمی بینه عذر خواهی می کنم بهر حال یه سر زدن به راه لطف هم دیدن داره و هم ندیدن ، دیدن نواقص و ندیدن مطلب جدید پس به مصداق هر نفس که فرو میرود ممد حیات است وچون برآید مفرح ذات ... هر بار که به راه لطف مراجعه می کنید دو بار خدا را شکر کنید و همه ثوابش هم برای خودتان . از نظرات سازنده نیز ما را غافل نگذارید

شاید نوشتن در مورد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این روزها برای همه دوستداران این نهاد انقلابی و محبوب هم وظیفه باشه و هم اعلام انزجار از شیطان بزرگ. مناسب دبدم یکی دو تا از مصاحبه هایی را که این روزها داشتم عینا براتون نمایش بدم که هم ادای دین شده باشه و هم بیش از این شرمنده نشم البته تاکید کنم که این وبلاگ قرار نیست اطلاع رسانی یا خبری با شه ولی این چند روز رو تحمل کنید که خیلی حرف برای گفتن دارم


دبير كل جامعه اسلامي دانشجويان:

 آمريكايي‌ها به دنبال از بين بردن اعتماد كشورهاي منطقه به سپاه هستند

خبرگزاري فارس: دبيركل اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان گفت: ‌آمريكايي‌ها مي‌خواهند اعتماد كشورهاي منطقه به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را از بين ببرند.

مجتبي ابراهيمي در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس با بيان اينكه نفرت آمريكا از سپاه پاسداران تازگي ندارد، اظهار داشت: براي آمريكا باور كردني نبود كه سپاه پاسداران در بدو تأسيس و با حمايت نيروهاي مردمي، بدون آموزش‌هاي كلاسيك و امكانات پيشرفته رزمي در كنار ارتش بتواند در مقابل ارتش مجهز بعث عراق كه از سوي عمده كشورهاي دنيا حمايت مي‌شد، ايستادگي كند و از همان زمان بود كه آمريكايي‌ها كينه‌اي از سپاه به دل گرفتند.

وي به موفقيت‌هاي مختلف سپاه پاسداران در عرصه‌هاي مختلف بعد از 8 سال دفاع مقدس از جمله سازندگي و خدمت به مردم، ساخت سد و راه و كارخانه، بازسازي خرابي‌ها جنگ، آباد كردن شهرها و امن ساختن مرزها و ... اشاره و اضافه كرد: سير صعودي موفقيت‌هاي سپاه پاسداران در اين زمينه‌ها و همچنين در عرصه ساخت و توليد تجهيزات پيشرفته نظامي طي كمتر از سه دهه عمر انقلاب اسلامي باعث اين اقدام آمريكا شد.

ابراهيمي با بيان اينكه قطعاً آمريكايي‌ها مي‌دانند كه نهاد رسمي نظامي يك كشور را نمي‌توان متهم به تروريست كرد، گفت: آنها با زدن انگ تروريستي به سپاه پاسداران مي‌خواهند تا ارتباط و اعتماد ويژه ملت ايران به اين نهاد را خدشه‌دار كنند و به هر شكلي كه بتوانند جلو رشد صعودي و موفقيت‌هاي سپاه را بگيرند.

وي مباحث اعتقادي سپاه پاسداران را ويژگي منحصر به فرد يك نهاد نظامي عنوان كرد و افزود: براي ارگان‌هاي نظامي در كشورهاي مختلف مهم نيست كه از چه دولتي حمايت مي‌كنند اما سپاه پاسداران انقلاب اسلامي گذشته از بعد نظامي بر اعتقادات خود نيز پايدار است.

 

 مشاهده این خبر در خبرگزاری فارس


و این هم خبری از خبرگزاری قرآنی ایران :

 

 

 

درپی تروريست ‌ناميدن سپاه از سوی دولت آمريكا، دبير كل جامعه اسلامی دانشجويان پيشنهاد داد كه در مراسمی نمادين با تجليل از برخی فرماندهان سپاه به نمايندگی از كل اين مجموعه، حمايت دانشجويان را از اين نهاد انقلابی نشان دهيم.

«مجتبی ابراهيمی» دبيركل جامعه اسلامی دانشجويان در گفت‌‌‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) با بيان اين‌ كه تصميم دولت آمريكا در قراردادن سپاه در ليست تروريست‌ها ناشی از موفقيت‌های داخلی و خارجی سپاه است، اظهار داشت: آرامش كشور كه بخش عمده آن، ناشی از وجود سپاه پاسداران است از مهمترين دلايل اين اقدام است.

وی به كارشكنی‌های آمريكا در چند سال قبل اشاره كرد و گفت: با روی‌كار آمدن دولت نهم، آمريكا سعی در مخدوش جلوه دادن اين دولت نزد جامعه جهانی داشت. ولی با اقدامات معقولانه دولت در روابط سياسی با ساير كشورها، دولت آمريكا كه هدفش ناسازگار نشان دادن ايران با جهان بود، نتوانست كشورها را بر اين امر مجاب كند.

ابراهيمی در ادامه تصريح كرد: در بحث انرژی هسته‌ای، مواضع رييس‌جمهور، مبتنی بر حكمت و اقتدار بود و روابط ما با كشورها در حال پيشرفت است و آمريكا قصد دارد با تروريست خواندن سپاه، ‌آرامش حاكم بر كشور را به‌هم بزند و رابطه مساعد ايران با ساير كشورها را تيره كند.

 ابراهيمی:

آرامش كشور كه بخشی عمده آن، ناشی از وجود سپاه پاسداران است، از مهمترين دلايل اين اقدام است

وی تصور آمريكا از سپاه در اين 3 دهه كه از انقلاب گذشته را نادرست دانست و افزود: از ابتدای تشكيل سپاه، آمريكا انتظار داشت سپاه در مقابله با ارتش قرار بگيرد و در جنگ تحميلی نتواند مقاومت كند، اما همكاری سپاه و ارتش در رفع تهاجم دشمن، آنها را مأيوس كرد و به همين دليل با اين نهاد به مخالفت پرداختند.

ابراهيمی سپاه را ارگانی بی‌نظير در بين ارگان‌های نظامی دنيا خواند و ادامه داد: در عين اينكه سپاه در خاورميانه از لحاظ نظامی حرف اول را می‌زند، آنچه آن را جاودان كرده، از يك‌سو فعاليت‌های علمی، سازندگی و فرهنگی آن و از سوی ديگر، مومن اعضای آن است.

وی گفت: در دنيا مردم با نهادهای نظامی هيچ‌گونه رابطه‌ای ندارند اما در جمهوری اسلامی، معمار انقلاب، سپاه را تشكيل داد و امروز 20 ميليون تفكر در دفاع از انقلاب توسط سپاه و بسيج سازماندهی شده است كه اين علاقه و همدلی آحاد ملت را با اين مجموعه و نظام نشان می‌دهد.

 ارتقای روابط ايران با ديگر كشورها

در بحث انرژی هسته‌ای، مواضع رييس‌جمهور، مبتنی بر حكمت و اقتدار بود و روابط ما با كشورها در حال پيشرفت است

ابراهيمی تصريح كرد: آمريكا نتوانست اتهامات خود مبنی بر اينكه سپاه در كشورهای ديگر ايجاد اغتشاش می‌كند را ثابت كند و محبوبيت سپاه در بين كشورهای اسلامی را به‌عينه مشاهده كرد.

وی به مكتبی بودن سپاه و فرماندهان و بدنه آن اشاره كرد و گفت: اگر يك نظر مقايسه‌ای با ارگان‌های نظامی سطح دنيا داشته باشيم، در دنيا ارتش‌ها رابطه دستوری از بالا به پايين دارند و توجهی به اين ندارند كه آيا دولت‌هايشان برحق است يا خير، اما در مجموعه سپاه، حفظ اسلام و انقلاب را وظيفه ذاتی خود می‌دانند.

اين فعال دانشجويی سپاه را مجموعه‌ای فعال و روبه ‌رشد دانست و افزود: سپاه هر روز كه می‌گذرد آمادگی‌های خود را بيشتر می‌كند و اعتقاد ملت، آن را راسخ‌تر می‌كند.

 

مشاهده این خبر در خبرگزاری قرآنی ایران 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 13:27  توسط مجتبی ابراهیمی   |